تبليغاتX
مرغ مینا - باران صبحگاهی

مرغ مینا

برای زندگی، چه مجلس جشن و سرور، چه تراژدی ای ژرف!

صبح باران آمده و من خواب بوده ام. یعنی صدایش را هم شنیدم که می بارید، اما خوابم برد دوباره. حالا غمگینم، مثل کسی که واقعه ای را از دست داده باشد که حتی زندگی اش به دیدنش می ارزیده است. مخصوصاْ در این فضای دلتنگی و اندوهی که دارم...

دیشب مدام این ترانه تکرار شده است در اتاقم و تا صبح گوشش داده ام: تسکین دلم باش ای ماه/ تو که توی دل من جا داری/ ...

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 12:31  توسط مریم   |